تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید ادعای کاتس: به حضور تروریست کت و شلواری جولانی در سوریه نیازی نداریم! بن‌گویر: باید کل لبنان را به آتش‌ بکشیم درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون پس از جنگ ایران ویتکاف: بازرسان آژانس انرژی اتمی به ایران می‌روند ترامپ: قرار نیست آمریکا به ایران ۳۰۰ میلیارد دلار بدهد سنت‌کام رسما رفع محاصره علیه ایران را اعلام کرد ونس: به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم نخواهیم داد
یادداشت حسن لافی، تحلیلگر فلسطینی؛

رمزگشایی دلایل جنگ‌افروزی نتانیاهو

واشنگتن دیگر تأثیرگذارترین عامل در رفتار نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیست، بلکه نظرسنجی‌ها به تعیین‌کننده‌ترین عامل تبدیل شده‌اند و نتانیاهو می‌داند آینده سیاسی‌اش نه در کاخ سفید، بلکه در صندوق‌های رأی این رژیم تعیین خواهد شد.
حسن لافی؛ تحلیلگر فلسطینی
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۴ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 June 11
کد خبر: ۳۱۰۴۱۰

رمزگشایی دلایل جنگ‌افروزی نتانیاهو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ افزایش تنش جدید میان ایران و رژیم صهیونیستی با وجود مخالفت ظاهری اعلام شده به وسیله آمریکا، سؤالی اساسی درباره چگونگی تصمیم‌گیری‌های رژیم صهیونیستی در این مرحله حساس مطرح می‌کند.

پس از شوک عملیات «طوفان الاقصی»، فضای سیاسی و روانی کاملاً تغییر کرد

آیا آنچه اتفاق می‌افتد تنها به محاسبات نهاد نظامی و موازنه‌های سنتی درون رژیم مربوط می‌شود یا تحولاتی که از هفتم اکتبر در ساختار تصمیم‌گیری سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی رخ داده، ماهیت تصمیمات را نیز تغییر داده است؟ نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در این میان چیست؟

پس از هفتم اکتبر درک سیاست رژیم صهیونیستی، به ویژه در زمینه ایران، صرفاً به وسیله نهادها یا محاسبات نظامی سنتی غیرممکن و درک شخصیت خود نتانیاهو برای درک روند وقایع ضروری شد. این به این دلیل نیست که وی همه چیز را به تنهایی کنترل می‌کند، بلکه به این دلیل است ساختار رژیم صهیونیستی در دوران طولانی نخست وزیری اش به تدریج به الگویی بسیار متمرکز بر نخست وزیر، به ویژه در زمینه موضوعات جنگ، امنیت و تصمیم‌گیری‌های راهبردی تبدیل شده است.

نتانیاهو درک می‌کند امروز بزرگترین تهدید برایش نه فقط مخالفان، بلکه تصویر شکست مرتبط با هفتم اکتبر است. بنابراین، در موقعیت سیاسی ای قرار دارد که به وی اجازه نمی‌دهد و طبعاً گیج، مردد یا ناتوان از تحمیل اراده رژیم صهیونیستی به نظر می آید.   اما پس از شوک عملیات «طوفان الاقصی»، فضای سیاسی و روانی کاملاً تغییر کرد. تردید برای وی خطرناک‌تر از افزایش تنش شد و دائم نیاز داشت تا تصویر رئیسی قاطع را که قادر به بازگرداندن بازدارندگی و جایگاه رژیم است، بازتولید کند.

این موضوع نشان می‌دهد چگونه موفق شد افتضاح هفتم اکتبر را از تهدید شخصی و وجودی به فرصتی برای تغییر توازن قدرت در درون کابینه تبدیل کند. وی به جای اینکه مقصر اصلی شود، از نظر سیاسی موفق شد بخش زیادی از خشم را با ادعای «شکست ساختاری» به سمت ارتش و نهاد امنیتی هدایت کند. این به معنای تبرئه خود از مسئولیت نیست، اما وی توانست لحظه تسویه حساب شخصی اش را به تعویق بیندازد.

اما مهم‌تر از به تعویق انداختن پاسخگویی اینکه نتانیاهو از دوره پس از هفتم اکتبر برای بازسازی ساختار تصمیم‌گیری سوءاستفاده و آن را مطیع‌تر از اقتدار سیاسی مستقیم خود و کمتر از قبل مستقل کرد. برایش جنگ فقط نبرد نظامی نبود، بلکه فرصتی برای تغییر شکل مراکز قدرت در درون کابینه بود.

یکی از بارزترین نمونه‌های این موضوع در خود نهاد امنیتی پدیدار شد. پس از موج تغییر مقصرها برای رسوایی هفتم اکتبر، نهاد نظامی و امنیتی دستخوش مجموعه‌ای از جابجایی‌ها و تغییرات در مناصب ارشد شد. نفوذ چندین چهره مرتبط با دوره شکست کاهش یافت، در حالی که افسران و چهره‌هایی که به دیدگاه سیاسی و امنیتی نتانیاهو نزدیک‌تر تلقی می‌شدند، برجسته تر شدند. در عمل، پاسخگویی به ابزاری برای تغییر شکل سلسله مراتب تصمیم‌گیری در داخل رژیم تبدیل شد، نه صرفاً برای رسیدگی به شکست‌ها.

بارزترین نمونه، بحران درون شین بت بود. نتانیاهو پس از افزایش اختلافاتشان بر سر تحقیقات داخلی و ماجرای « قطر گیت» که پای نزدیکان نتانیاهو را به میان کشید، با رونن بار رئیس سابق این آژانس وارد رویارویی مستقیم شد. با وجود اعتراضات قانونی و سیاسی، نتانیاهو به انتصاب ژنرال دیوید زینی به عنوان رئیس جدید شین بت ادامه داد، اقدامی که به طور گسترده به عنوان ابراز تمایلش برای تحکیم کنترل سیاسی بر یکی از حساس‌ترین آژانس‌های کشور تلقی می‌شود.

روند انتصاب، خود از نظر سیاسی اهمیت داشت. دادستان کل با این اقدام مخالفت کرد و بحث داغی در درون نهاد امنیتی در زمینه دور زدن سازوکارهای سنتی اجماع در انتصابات حساس درگرفت. با وجود این، نتانیاهو بر ادامه انتصاب اصرار داشت و پیام روشنی ارسال کرد مبنی بر اینکه تصمیم نهایی درباره موضوعات امنیت داخلی باید با رهبری سیاسی، حتی اگر با نهاد قضایی یا امنیتی در تضاد باشد.

انتخاب زینی کاملاً بی‌طرفانه نبود. او در محافل صهیونی به خاطر مواضع تندترش درباره جنگ و توافقات تبادل اسیران شناخته می‌شود که وی را به حال و هوای سیاسی جناح راست حاکم نزدیک‌تر کرده است. 

نتانیاهو یک واقعیت سیاسی تلخ را درک می‌کند؛ اینکه تا زمانی نخست وزیر است، واشنگتن و جهان مجبورند با وی کنار بیایند، اما اگر قدرت را از دست بدهد، بخش زیادی از مصونیت خود را از دست خواهد داد

در همین راستا، انتصاب رومن گافمن، منشی نظامی نتانیاهو به سمت ارشدی در موساد، با وجود ملاحظاتی در خود سازمان، به محل اختلاف تبدیل شد. منتقدان نتانیاهو این انتصاب را ادامه تلاش وی برای ایجاد شبکه‌ای از وفاداری‌های شخصی در سرویس‌های امنیتی می‌دانستند که باعث می‌شود سمت‌های ارشد بیشتر به اعتماد سیاسی نخست‌وزیر وابسته باشند تا ملاحظات حرفه‌ای سنتی در درون نهادها.

آنچه اتفاق می‌افتد فراتر از اختلافات شخصی صرف بین نتانیاهو و رؤسای سرویس‌های امنیتی است. ما شاهد فرآیند عمیق‌تری هستیم؛ یعنی بازتعریف رابطه بین رهبری سیاسی و نهاد امنیتی. از نظر تاریخی، رژیم صهیونیستی بر اساس تعادل نسبی بین سیاستمداران و دستگاه‌های امنیتی و نظامی بنا شده است و نهادهای حرفه‌ای از حاشیه استقلال وسیعی برخوردارند. با وجود این، پس از هفتم اکتبر به نظر می‌آید نتانیاهو در تلاش است تا این مدل را به سمت تمرکزگرایی و شخصی‌سازی بیشتر سوق دهد و سرویس‌های امنیتی را به طور مستقیم به مشروعیت و اراده رهبری سیاسی وابسته کند.

این ترس وجودی در درون نتانیاهو با نزدیک شدن به انتخابات آتی کنست که انتظار می‌رود حداکثر تا 27 اکتبر امسال برگزار شود، به اوج خود رسید. نظرسنجی‌های فعلی تضمین‌کننده ادامه قدرت وی نیستند؛ بلکه اختلافات داخلی مداوم رژیم صهیونیستی را آشکار می‌کنند، به طوری که بخش بزرگی از مردم هنوز بی بی را تا حد زیادی مسئول فاجعه هفتم اکتبر می‌دانند. به همین دلیل، نتانیاهو نسبت به حال و هوای عمومی رژیم صهیونیستی حساس‌تر شده و بیشتر به نیازهای پایگاه سیاسی خود واکنش نشان می‌دهد تا به فشار آمریکا.

در چنین شرایطی، واشنگتن دیگر تأثیرگذارترین عامل در رفتار نتانیاهو نیست؛ بلکه نظرسنجی‌ها و شاخص‌های حال و هوای عمومی رژیم صهیونیستی به تعیین‌کننده‌ترین عامل تبدیل شده‌اند. نتانیاهو می‌داند آینده سیاسی اش نه در کاخ سفید، بلکه در صندوق‌های رأی رژیم صهیونیستی تعیین خواهد شد. بنابراین، ابتدا هرگونه حرکت نظامی، سیاسی یا دیپلماتیک را با توجه به تأثیر آن بر وجهه‌اش در جامعه صهیونی، به ویژه نزد رأی‌دهندگان راست‌گرا می‌سنجد.

این توضیح می‌دهد چرا وی گاهی اوقات به شیوه‌هایی عمل می‌کند که به نظر می‌آید با خواسته‌های آمریکا در تضاد است. وقتی احساس می‌کند عقب‌نشینی در داخل به عنوان ضعف یا تسلیم شدن در برابر فشار خارجی تعبیر می‌شود، تمایل به افزایش یا اتخاذ مواضع سختگیرانه‌تر دارد، حتی اگر به اصطکاک با واشنگتن منجر شود. برای نتانیاهو، خطر واقعی خشم موقت آمریکا نیست، بلکه از دست دادن وجهه‌اش به عنوان «رهبر قوی» نزد رأی‌دهندگان صهیونیست است.

وقتی وی با فشار آمریکا روبرو می‌شود، اغلب سعی می‌کند آن را به سرمایه سیاسی داخلی تبدیل کند و خود را به رأی‌دهندگانش به عنوان فردی معرفی می‌کند که قادر است حتی به متحد آمریکا، وقتی صحبت از چیزی می‌شود که «امنیت رژیم صهیونیستی» یا «تصمیم‌گیری مستقل رژیم صهیونیستی» می‌نامد، «نه» بگوید. این پیام به طور گسترده در جناح راست رژیم صهیونیستی طنین‌انداز می‌شود، جناحی که سال‌هاست درگیر ساختن رژیمی است که قادر به تحمیل اراده خود بدون تسلیم کامل در برابر فشار آمریکا باشد. این موضوع تا حدودی تمایلش را به اتخاذ گام‌های افزایش دهنده تنش حتی پس از فشار آمریکا توجیه می‌کند و در نتیجه مانع از آن می‌شود در داخل کشور به عنوان فردی عقب‌نشینی‌کننده یا مطیع به نظر آید، همانطور که در تصمیم به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت اتفاق افتاد.

نتانیاهو یک واقعیت سیاسی شخصی تلخ را درک می‌کند؛ اینکه تا زمانی نخست وزیر است، واشنگتن و جهان مجبورند با وی کنار بیایند، مهم نیست اختلافات چقدر عمیق باشد. اما اگر قدرت را از دست بدهد، به سرعت بخش زیادی از مصونیت سیاسی و شخصی خود را از دست خواهد داد و از «دولتمرد دست‌نخورده» به سیاستمداری تبدیل خواهد شد که با خطر انزوا یا حتی پیگرد قانونی روبروست.

با وجود گسترش نقش نتانیاهو پس از هفتم اکتبر، نهادهای امنیتی، ارتش، افکار عمومی و آمریکا هنوز محدودیت‌هایی بر تصمیم‌گیری‌های رژیم صهیونیستی اعمال می‌کنند. با وجود این، آنچه واقعاً تغییر کرده، میزان نفوذ نتانیاهو در شکل‌دهی و هدایت این تصمیمات و مهمتر از آن، چگونگی همسویی بیشتر این نفوذ با احساسات عمومی غالب در رژیم صهیونیستی پس از هفتم اکتبر است. 

 بنابراین، درک سیاست رژیم صهیونیستی امروز دیگر بدون درک چگونگی تغییر شکل رابطه بین جنگ، قدرت و تصمیم‌گیری به وسیله نتانیاهو پس از هفتم اکتبر امکان‌پذیر نیست.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار